تبليغاتX

کاش اینجوری نمیشد ؟!


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دلم هميشه می خواست غزلی بگويم که اخرين بيتش..

آخرين پلک خواب الوده تو باشد....

امشب ولی می خواهم به جای حافظ با ديوان چشمان تو فال بگيرم..

پلک که می زنی ورق ورق غزل تازه زاده می شود..

اخرين برگ ديوان چشمان تو کجاست؟؟؟

پلک بزن من غزل تازه می خواهم///....

 

 

رفتي ولي اينو بدون هرجا باشي دوست دارم هنوز براي ديد نت به رويا هام پا مي ذارم دل منو شکستي وقتي تنهام گذاشتي کاش ميدونستم که تو هيچ وقت دوسم نداشتي

 

 اي كاش به دل كسي پا نمي گذاشتيم و كسي به دلمون پا نمي گذاشت . اي كاش اگر كسي به دلمون پا كذاشت ديگه دلمون رو تنها نمي ذاشت.اي كاش اگه يه روز دلمون رو تنها گذاشت رد پا هاشو روي دلمون جا نمي گذاشت

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 17:27 توسط سالار و |