تبليغاتX

کاش اینجوری نمیشد ؟!


دوباره دل هوای با تو بودن کرده...

نگو اين دل دوری عشقتو باور کرده..

دل من خسته از اين دست به دعا ها بردن..

همه آرزوهام با رفتن تو مردن..

حالا من يه ارزو دارم تو سينه

که دوباره چشم من تو رو ببينه....

واسه پيدا کردنت تن به دل صحرا می دم..

آخه تو رنگ چشات هيبت دنيا رو ديدم...

توی هفتا اسمون تو تک ستاره منی..

به خدا ناز دو چشماتو به دنيا نميدم....

حالا من يه ارزو دارم تو سينه..

که دوباره چشم من تو رو ببينه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 از عذاب رفتن تو می سوزم تو اوج غربت..                                                        

واسه بودن با تو ندارم یه لحظه فرصت...

اینجا اشک تو چشامو به کسی نشون ندادم..

اگه بشکنه غرورم خم به ابرو نمیارم.....

 

وقتی نیستی هر چی غصه ست تو صدامه..

وقتی نیستی هر جی اشکه تو چشامه......

از وقتی رفتی دارم هر ثانیه از غصه رفتنت میسوزم

کاشکی بودی و می دیدی که چی اووردی به روزم

 

حالا عکست تنها یادگار از تو..................

خاطراتت تنها باقی مونده از تو.............

وقتی نیستی یاد تو هر نفس اتیش میزنه به این وجودم...................................

کاش از اول نمیدونستی من عاشق تو بودم

 

                   

شایدتعجب کنیداین پست مطالب با بقیه فرق داره ولی جایی تعجب نیست دیگه خسته شدم

یادمان باشداگرخاطرمان تنها شد طلب عشق زهربي سروپايي نکنيم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 چه قدر سخته تو چشماي کسي که تمام عشقت رو ازت دزديد و به جايش يك زخم هميشگي را به قلبت هديه داد زل بزني و به جاي اينکه لبريز از کينه و نفرت بشي‌ ، حس کني هنوزم دوسش داري . چه قدر سخته دلت بخواد سرت را باز به ديواري تکيه بدي که يك بار زير آوار غرورش همه وجودت له شده....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 روز يه دختر کور يه دوست پسر داشت خيلي عاشقش بود هميشه بهش ميگفت اگه چشام ميديد هرگز تو رو تنها نميزارم بعد يکي پيدا شد و چشماشو بهش داد وقتي دختر خوب شد ديد دوست پسرش کوره بهش گفت برو من تو رو نميخوام پسر با ناراحتي رفت و لبخندي زد و گفت از چشام خوب مراقبت کن....

 

نوشته شده در شنبه دهم تیر 1385ساعت 23:9 توسط سالار و |